تبليغاتX
.
کارت شبکه ، یکی از مهمترین عناصر سخت افزاری در زمان پیاده سازی یک شبکه کامپیوتری است . هر کامپیوتر موجود در شبکه ( سرویس گیرندگان و سرویس دهندگان ) ، نیازمند استفاده از یک کارت شبکه است . کارت شبکه ، ارتباط بین کامپیوتر و محیط انتقال ( نظیر کابل ها ی مسی و یا فیبر نوری ) را فراهم می نماید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 12:56 |
isa یا industry standard architecture یک گذرگاه استاندارد برای اتصال مادربورد و کارتهای مختلف است که از سوی شرکت ibm at طراحی شده است این استاندارد انتقال 16 بیت به طور همزمان را بین مادربورد و کارت دارد. این تکنولوژی بر روی مادربوردهای امروزی وجود ندارد و پشتیبانی نمی شود.
در مقابل فناوری مورد استفاده pci یا peripheral componet intercomect است. pci با 134 پایه (pin) 32 بیت و با 1888 پایه 64 بیت را در یک لحظه انتقال می دهد.
اندازه pci با طول معمولی 312 میلیمتر و با طول کوتاه بین 119 تا 167 میلیمتر است agp یا accelerated graphics port واسطی است برای نمایش سریع گرافیکی سه بعدی در رایانه های شخصی سرعت agp برای گرافیک از pci بیشتر است و به همین دلیل کارتهای گرافیک agp در مقایسه با کارتهای گرافیک pci سرعت بهتری دارند. البته agp فقط مخصوص کارت گرافیک است.
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 12:52 |
بادكنك ها هميشه با باد مخالف اوج ميگيرند
The kites always rise with adverse winds.
---------------------------------------
براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران
Live for ourselves not for showing that to others..
---------------------------------------
سفري به طول هزارفرسنگ با يك گام آغاز مي شود
A distant tour begins with one step...
---------------------------------------
بازنده ها در هر جواب مشكلي را مي بينند، ولي برنده در هر مشكلي جوابي را مي بيند
The losers find problem in every answer but the winners find an answer in every problem.
---------------------------------------
به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم(هينزسيندي)
Instead of success in a base I hate, I prefer to loose in a base I enjoy.
---------------------------------------
بادبادك تا باباد مخالف روبه رو نگردد ، اوج نخواهد گرفت
If the kite doesn't face adverse wind it won't rise...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 20:58 |

I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take away,but for you to give it up

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.

خدافرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.


I asked god to make my handicapped child whole
God said no, body is only temporary

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست،

روحش سالم است،جسم هم که موقت است.


I asked god to give me happiness
God said: no, i give you blessings
happiness is up to you

گفتم مرا خوشبخت کن.فرمود:نعمت از من،خوشبخت شدن از تو.


I asked god to make my spirit grow
God said no, You must grow on your own but i will prune you to make you fruitful

از او خواستم روحم را رشد دهد.فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.


I asked god for all things that i might enjoy life
God said no, I will give you life, so that you may
enjoy all things

ازخداخواستم کاری کندکه اززندگی لذت کامل ببرم.فرمود:برای این کارمن به توزندگی داده ام


I asked god to help me love others
as much as he loves me
God said: Ahah, finally you have the ide

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست داردمن هم دیگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد.

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 20:55 |

دگرباره تو را در ساحت مقدس عشق از کف می دهم و به خدای خود که تنها نگهبان تو برای حضورت در

این ساحت است، پناه می برم. اطمینان دارم نگهبان خوبی برگزیده ام. گهگداری چشمانم می سوزد و

طاقت اشکهای بیشتر را ندارد. چه کنم. توانم بسیار کم است. مبارزه عشق اگر سالها به طول انجامد،

اگر پیچ و خم فراوان دارد، اگر قدرت برابری با ناملایمات می خواهد، باید بود و تحمل کرد. باید کشید و

صبور بود و مبارزه کرد. یاد خدا را نگهبان دل افسار گسیخته ام می کنم و هم، از او می خواهم تو را پاس

بدارد و اگر ناملایمات دست آزار بر تو بلند کرد، توانایی ات را افزون کند. حتی اگر یادت رفت پنجره اتاق آجر

مشکی ات را باز کنی، سری به جزوه های نوشته شده تابستانهای گذشته بزن. شاید واژه امیدی

نگاشته شده باشد. من آه دلم را بدست نسیم پاییزی داده ام. دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت،

تجسم آن آه اند.

I lose you again in circle of love and take refuge from my God, the only sentry to keep you in this

circle. I'm sure I've taken a good sentry. Some times I feel pain in my eyes and can't beer any

more tears. What should I do? If the challenging of love lasts years, if it has problems, if it needs

power to encounter hardships, I've got to tolerate and stay. Should encounter and have patience

and go on the challenge. I use power of love as the protector for my uncontrollable heart and

also, I want him to protect you and increase your power for the hardships come to you. If you

forget even to open the window of your black bricks room, go to that notes written last summer.

Maybe a word of hope was written. I gave my heart's sigh to fall breeze. Each black bricks of

your room are incarnation of that sigh, one by one.

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 20:53 |

I swear by the quiet silence of your paper house, I know your dreams are as beautiful as my

fancies believable. You've got the mystic believe of love from my silence. I've got the final point

of belief from your silence. Maybe it's not possible to feel that the words we say about the paper

world we've made are hearable. But we can start to paint the gray branches of the paper trees

green. I know painting, you know painting too. So why don't you start? When I was a child, I

didn't have any water color. I used to go to little garden near stream and cut all the color flowers

and paint. If we search the paper garden near paper house for a short time, there have to be

flowers to paint our believes the red color of love.


به سکوت آرام خانه کاغذی ات قسم که می دانم رویاهای تو به زیبایی خیالات من باورکردنی است. تو از

سکوت من به باور عرفانی عشق رسیده ای. من از سکوت تو به نقطه نهایی ایمان رسیده ام. شاید

نتوان درک کرد که گفته های ما از آن دنیای کاغذی که ساخته ایم، شنیدنی است. ولی می شود دست

به کار شد و رنگ سبز به شاخه های خاکستری درختهای کاغذی کشید. من که نقاشی کردن می دانم.

تو هم که نقاشی کردن می دانی. پس چرا دست به کار نمی شوی؟ وقتی بچه بودم، برایم آبرنگ نمی

خریدند. می رفتم سراغ باغچه کنار رودخانه هر چه گلهای رنگی بود می چیدم و نقاشی می کردم. اگر

کمی در باغ کاغذی کنار خانه کاغذی مان جستجو کنیم حتماً گلهای کاغذی دارد که رنگ قرمز عشق به

باورهایمان بکشیم.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 20:50 |
نه از خاکم، نه از بادم،

نه در بندم، نه آزادم ،

نه آن لیلاترین مجنون،

نه شیرینم نه فرهادم

فقط مثله تو دل تنگم

فقط مثله تو غمگینم

اگر آبی تر از آبم

اگر همزاد مهتابم

بدون تو چه بیرنگم

بدون تو چه بی تابم



 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 17:10 |

 نردبان اين جهان ماو مني است

عاقبت اين نـردبان افتادنيست

لا جــرم هر كس كه بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شكست

بدان كه از براي عجب در هر يك از اين درجات سابق الذكر مراتبي است كه بعضي از مراتب واضح و روشن است و انسان به اندك تنبه و التفات پي به آن ميبرد و بعضي از آن به غايت دقيق و باريك است .

مرتبه اولي كه از همه بالاتر و هلاكش بيشتر است ، حالي است كه در انسان به واسطه شدت عجب پيدا شود كه د قلب خود و مالك الملوك به ايمان يا خصايل ديگرش منت بگذارد . گمان كند كه به واسطه ايمان او در مملكت حق وسعتي و در دين خدا رونقي پيدا شده ؛ يا به واسطه ترويج او از شريعت يا ارشاد و هدايت او يا امر به معروف و نهي از منكر او يا اجراي حدود يا محراب و منبرش به دين خدا رونقي بسيار داده … كه به سبب آن بر خدا و بر سيد مظلومان و بر رسول اكرم منت دارد . هر چند اظهار اين معني نكند ، در دلش منت ميگذارد … گاهي اين منت گذاري مخفي است حتي از خود انسان

مرتبه ديگر اين است كه به واسطه شدت عجبي كه در قلب است غنج و دلال كند بر حق تعالي … صاحب اين مقام خود را از محبوب حق تعالي ميپندارد و خود را در سلك مقربين و سالكين ميشمارد اگر اسمي از اولياي حق برده شود يا از محبوبين و محبين يا سالك مجذوب سخني پيش آيد ، در قلب خود را از آنان داند ، ممكن است ريائا شكسته نفسي كند و اظها خلاف آن كند … و اگر خداي متعال او را مبتلا كندبه بلايي كوس البلاء للولاء زند …

درجه ديگر آن است كه خود را از خداي تعالي به واسطه ايمان يا ملكات يا اعمال طلبكار بداند و لازم بداند بر خدا اورا در اين عالم عزيز ، و در آخرت صاحب مقامات كند ؛ و خود را مومن صاف و پاك بداند و هر وقت اسمي از مومنين به غيب آيد سرش را داخل سرها كند و در دلش انديشد كه خداوند اگر با عدل هم با من رفتار كند من مستحق ثواب و اجرم بلكه بعضي بر قباحت و وقاحت افزوده تصريح به اين كلام باطل ميكنند ! و اگر براي او بلايي رخ دهد و براي او ناملايمي پيش آيد در دل اعتراض به خدا دارد و تعجب از كارهاي خدا كه و منافق فاسق را مرزوق كند و در باطن به حق تعالي و تقديرات او غضبناك باشد و در ظاهر اظهار رضايت كند … نميداند منافق مبتلا هم بسيار است نه هر مبتلا مومن است

رتبه ديگراز عجب آن است كه خود را از مردم ديگر ممتاز بداند و بهتر شمارد به اصل ايمان از غير مومنين … و اعتماد به خود و اعمال خود كند  و ديگر مخلوقات را ناچيز و ناقص شمارد و به همه مردم به نظر خواري نگاه كند و در دل يا زبان بندگان خدا را سرزنش و تعيير كند و هر كس را به طوري از درگاه رحمت حق دور كند و رحمت را خاص خود و يك دسته مثل خود قرار دهد . صاحب اين مقام به جايي رسد كه هر چه عمل صالح از مردم ببيند در آن مناقشه كند و در دل در آن به يك نحو خدشه كند ، و اعمال خود را از آن خدشه و مناقشه پاك بداند . ”

اينا حال من بدون اونه مني كه حتي تو همين صفحم از عجب كه چه عرض كنم از كبر جدا نبودم  نميدونم

اين ما و مني جمله ز عقل است و عقال است

در  منزل  جانان  نه  مني  است  و  نه  مايي

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 17:23 |
شورش ظفار
روز ۲۵ مهر ۱۳۵۴ مقر اصلي شورشيان ظفار به تصرف نظاميان ايران درآمد و با اين رويداد جنگ ظفار به مراحل پاياني خود نزديك شد .
«ظفار» نام جنوبي‌ترين ايالت سلطان نشين عمان است. اين ايالت كه مرز مشترك عمان با يمن را تشكيل مي‌دهد، داراي يك نوار ساحلي باريك به طول 1370 كيلومتر و به عرض 10 الي 16 كيلومتر است. ظفار از شمال به عربستان، از جنوب به اقيانوس هند، از غرب به يمن و از شرق به صحراي «جده‌الحراسيس» عمان محدود مي‌شود. اين صحراي پهناور، ظفار را از لحاظ جغرافيائي از ديگر نقاط كشور جدا مي‌سازد. «صلاله» - مركز ظفار - شهري است بندري كه از دو منطقه خشك كوهستاني در شمال، و جنگلي و ساحلي در جنوب تشكيل گرديده است.
گرچه اكثر جمعيت 200 هزار نفري ظفار اهل تسنن هستند ولي مردم اين منطقه از نظر گويش، نژاد، فرهنگ و لهجه با ساير جمعيت ايالات عمان تفاوت دارند و دوري آنان از ساير ايالت‌ها بواسطه صحرا و كويري كه ميان آنها با ديگر استانهاي عمان فاصله ايجاد كرده، از اختلاط آنان با ديگر مردم اين كشور حتي‌المقدور جلوگيري كرده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 14:3 |
کاش وقتی زندگی فرصت دهد،گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان ِ خویش را،وقف قسمت کردن ِ شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست،از زلال چشمهایش تَر شویم
وقت پاییزازهجوم دست ِباد،کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش وقتی چشمهایی ابریند،به خود آییم و سپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدان هایمان،کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگِ شقایق ها شویم ،به نگاه سرخشان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها میشویم،با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با 2 جرعه نور ماه،چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق،رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر، مهربانتر آسمانی تر کنیم
کاش وقتی
آرزویی می کنیم
از دل ِ شفافمان
هم رد شود.
مرغ آمین
هم از آنجا
بگذرد.حرف های قلب مان را بشنود.

باتشکر از الناز

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 13:23 |
اهل تسنن در مسايل اعتقادي به دو گروه كلي اشاعره و معتزله تقسيم مي‌شوند، امّا در ميان آنها گروه‌هايي به نام هاي وهابيت، ماتريدي و اهل حديث يافت مي‌شوند كه از جهت مباني و مسايل اعتقادي با دو گروه معتزله و اشاعره مشتركاتي دارند. اشاعره كه امروز اكثر اهل تسنن به آن منتسب هستند. «منكر اصل عدل مي باشند نه از اين نظر كه منكر عدالت خدا باشند بلكه از آن جهت كه چون او مالك هستي است، ظلم در مورد او تصور نمي‌شود، هر كاري را انجام دهد عين عدل است و هر چه آن خسرو كند شيرين بود.»{۱} يكي از متكلمان اشعري مي‌نويسد: «آن چه مورد نهي شارع واقع شده است ناپسند و قبيح است و هر فعلي كه شرع به آن امر كند، پسنديده و حسن است، خوبي و بدي كارها به يك امر حقيقي و ذاتي باز نمي‌گردد تا شرع آن را كشف كند، بلكه خود شرع مثبت اين خوبي و بدي است.»{۲} طبق اين نظر عدل يعني هر چه خدا انجام دهد. استاد شهيد مرتضي مطهري در اين زمينه مي‌نويسد: «اينها براي عدل تعريفي جز اين سراغ ندارند كه فعل خداست، پس هر فعلي چون فعل خداست عدل است، نه اين كه چون عدل است فعل خداست.»{۳} اين تفسير و تبيين از عدل داراي اشكالات متعددي است، يكي از اين اشكالات اين است كه «از نظر اين گروه هيچ ضابطي طبعاً در اين كار نيست، مثلاً نمي‌توانيم با اتكا به اصل عدل جزماً ادعا كنيم كه خداوند نيكوكار را پاداش مي‌دهد و بدكار را كيفر، و هم نمي‌توانيم جزماً ادعا كنيم خداوند كه چنين وعده‌اي در قرآن داده است قطعاً وفا خواهد كرد، بلكه اگر خداوند نيكوكاران را پاداش دهد و بدكاران را كيفر دهد، عدل خواهد بود و اگر به عكس رفتار كند باز عدل خواهد بود، اگر خداوند به وعدة خود وفا كند عدل است و اگر هم نكند باز عدل است، زيرا عدل آن چيزي است كه خداوند انجام دهد.
اين گروه هر چند خودشان مدعي انكار عدل نيستند، ولي با توجيهي كه از عدل كرده‌اند عملاً منكر عدلند و لهذا مخالفان اشاعره يعني شيعه و معتزله به «عدليه» معروف شدند.»{۴} يعني اين كه عدل را قبول دارند و جز اصول دين خود ذكر نموده‌اند.
اكنون كه با عقيده اشاعره در مورد عدل الهي ـ متناسب با اين نوشتار ـ آشنا شديد، با ذكر عقيده شيعه و سني‌هاي معتزلي تفاوت اين دو نظريه روشن مي‌شود، انديشمند فرزانه استاد شهيد مرتضي مطهري در اين زمينه مي‌نويسد: «متكلمان غير اشعري، يعني متكلمان شيعي و معتزلي، عدل را به عنوان حقيقتي واقعي در جريانات عالم، با قطع نظر از انتساب و عدم انتساب جريانات به خداوند مورد توجه قرار مي‌دهند و قائل به حسن و قبح عقلي و ذاتي شده‌اند. ميگويند عدل ذاتاً نيك است و ظلم ذاتاً زشت است، ‌خداوند كه عقل نامتناهي است، بلكه فيض بخش همه عقلهاست هرگز كاري را كه عقل نيك مي‌شناسد ترك نمي‌كند و كاري را كه عقل زشت مي‌شمارد، انجام نمي‌دهد.»{۵}
بنابراين مقصود از عدل الهي اين است كه خداوند كارهاي پسنديده انجام مي‌دهد و ازكارهاي قبيح و ناپسند منزه است. چنان كه شيخ مفيد (ره) گفته است: «فاعل عادل و حكيم كسي است كه كار قبيح انجام نمي‌دهد و كار واجب و پسنديده را ترك نمي‌نمايد».{۶} قاضي عبدالجبار معتزلي نيز گفته است: «مقصود ما از اين كه خدا را توصيف مي‌كنيم عادل و حكيم است اين است كه او قبيح را انجام نمي‌دهد يا آن را اختيار نمي‌كند، عمل شايسته را انجام مي‌دهد و آن را ترك نمي‌كند و تمام كارهاي او پسنديده و حسن است.»{۷} اساس اين نظريه ـ‌ پس از قرآن كريم و احاديث نبوي ـ سخنان امام علي ـ عليه السّلام ـ و ساير ائمة‌ هدي است.
«عدل هيچ امتيازي نسبت به ساير صفات الهي ندارد، متكلمين شيعه از اين جهت اين اصل را جزو اصول اعتقادي شيعه ذكر كرده‌اند كه اشاعره ـ كه اكثريت اهل تسنن را تشكيل مي‌دهند ـ با تفسيري كه از اين اصل مي‌كنند منكر اين اصل هستند ولي منكر علم، حيات، اراده و... نيستند. بدين جهت اعتقاد به عدل جزء مشخصات اعتقادي شيعه به شمار مي‌رود. هم چنان كه جزء مشخصات اعتقادي معتزله نيز هست.
خلاصه سخن آن كه بنابر اين تفسير كه عدل از كلام يا فعل خداوند انتزاع مي‌شود، و هر آن چه اگر از خداوند صادر گردد، پسنديده وعدل است، مثلاً اگر خداوند نيكوكاران را كيفر دهد و مجرمان را پاداش دهد، اين كار عين عدل و پسنديده است، چون فعل خداست، در اين صورت صفت عادل بودن خداوند زير سؤال مي‌رود و در واقع نفي عدالت از خداوند است. و اكثريت اهل تسنن ـ پيروان مكتب اشاعره ـ بر اين عقيده‌اند. و از آن جا كه نتيجه تفسير شيعه و سني‌هاي معتزلي تحكيم و اثبات اين صفت براي خداوند است، لذا اعتقاد به عدل جزء مشخصات اعتقادي آنهاست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. عدل الهي، مرتضي مطهري.
2. تاريخ انديشه‌هاي كلامي در اسلام، ج 1، ترجمه حسين صابري، نوشته عبدالرحمن.
3. آشنايي با علوم اسلامي، مرتضي مطهري.
4. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، ج 4.
5. رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، در فصل‌هاي اشاعره، معتزله و عدليه.


۱. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، ج 4، ص 418.
۲.عبدالرحمن بن احمد الايجي، المواقت في علم الكلام، 323.
۳.مطهري، مرتضي، عدل الهي، ص 53 و 54.
۴. عدل الهي، ص 53 و 54.
۵. عدل الهي، ص 54.
۶. مصنفات شيخ مفيد، ج 10 (النكه الاعتقاديه)، ص 32.
۷. قاضي عبدالجبار، شرح اصول خمسه، ص 301.

۸. http :// www .andisheqom . com

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 13:19 |

در سال   1943عکس زیر در  یک مجله آمریکایی چاپ شد که جسد سه سرباز  کشته شده

را به تصویر می کشید این سؤال مطرح شد که این ۳ سرباز در یک ساحل بیگانه چه می‌کردند

و برای چه کشته شدند.

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 12:39 |

پرل هاربر

 

 

حمله به بندر در جنگ جهانی دوم

پرل هابر بندر ی در مجمع الجرایر هاوایی است. معروفیت این بندر به موضوع حمله ارتش ژاپن

به پایگاه دریایی ایالات متحده  امریکا در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ بر می‌گردد . در پی این حمله آمریکا

 وارد جنگ جهانی دوم شد.

در حمله هوایی ژاپنی‌ها ناوگان اقیانوس آرام آمریکا از جمله ۷ رزمناو نابود شدند.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 12:33 |

الهی می بینی و می دانی بر آوردن میتوانی .

الهی دانایی ده از راه نیفتیم بینایی ده در چاه نیفتیم .

الهی بودو نبود من تو را یکسان از غم مرا به شادی رسان .

الهی بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما بی آب مکن .

الهی آفریدی رایگان ،روزی دادی رایگان ،بیامرز رایگان ، که تو خدایی نه بازرگان.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 17:16 |
 

کوالالامپور پایتخت رسمی کشور مالزی و بزرگ‌ترین شهر این کشور است. این شهر یکی از سه قلمرو

فدرال مالزی به حساب می‌آید که مستقیما زیر نظر دولت اداره می‌شود. کوالا لامپور و مناطق اطراف آن

به عنوان منطقه‌ای مستقل در دل ایالت سلانگور قرار دارند. قدمت مالزی به اواسط قرن نوزدهم میلادی

می‌رسد که در آن هنگام، حاکم مالای عده‌ای را برای کار در معادن قلع به این منطقه فرستاد.

پایتخت اداری و حکومتی مالزی، شهر پوتراجایا است.

 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

روی ادامه مطلب کلیک کن تا بیشتر در مورد این شهر و کشور اطلاعات بدست بیاری. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 15:0 |
ٌWeb Master

به طور کلی به مدیر یا مسئول ارشد مدیریت محتوای سایت وبمستر می گویند . فردی که مسئول طراحی ، توسعه ، بازاریابی و نگهداری سایت وب است ، به همین دلیل می توان گفت که وبمستر بودن یک شغل است . یک وبمستر با تمام فوت و فن طراحی گرافیک و کد نویسی و برنامه نویسی و همچنین اصول مدیریتی آشناست .


در سایت های کوچک که عمدتا" توسط یک گروه اداره نمی شود ، صاحب وب سایت همان وبمستر است که انجام امور نگهداری ، طراحی ، توسعه وب و همچنین مدیریت محتوای وب سایت بر عهده ی وی می باشد ، اما در سایت های بزرگتر و گروهی ، وبمستر نقش ناظر و یا سرپرست را ایفا کرده و کارمندان و بخش های زیر دست خود از قبیل بخش پشتیبانی ، مدیر گروه ، مسئول روابط عمومی وب سایت ، فروشگاه ، مسئول طراحی و برنامه نویسی و همه و همه را رهبری و هماهنگ می کند .


حیطه ی وظایف وبمستر بسیار وسیع و متنوع می باشد به طوری که به نسبت هدف وب سایت ممکن است در حیطه ی فعالیت وب مستر تغییراتی ایجاد شود . به عنوان نمونه از مدیریت محتوای سایت تا مدیریت کامپیوتر سرور و یا هر دوی اینها ممکن است جزئی از وظایف وبمسترها باشد . در زیر به چندین مورد از وظایف وبمستر ها اشاره می کنیم :


1- بررسي وضعيت سرور (هاستينگ) سايت (از نظر صحت کارکرد ، کندي و يا ترافيک آن). 2- پاسخگويي و تشکر از باز خوردهاي کاربران و تهيه آرشيو از آن ها. 3- تهيه بانک اطلاعاتي از کاربران سايت (جهت اطلاع رساني). 4- بررسي صحت لينک هاي موجود در سايت. 5- بررسي عناوين (title) صفحات مختلف سایت. 6- بررسي و  رفع اشکالاتي که بازديدکنندگان سايت مطرح مي کنند . 7- ثبت سایت و بالا بردن رتبه ی آن در موتور هاي جستجو. 8- ارائه يادداشت ها ، وقايع يا گزارش هاي روزانه يا هفتگي از طريق وبلاگ هاي شخصي. 9- بررسي منابع ورود کاربران به سايت (referral link). 10- بررسي و گسترش کلمات کليدي که موتور هاي جستجوگر سايت را با آن مي شناسند. 11- بررسي صفحات پر بازديدکننده و کم بازديدکننده سايت و بهبود آن ها. 12- بررسي صفحاتي که کاربران با ديدن آن از سايت خارج مي شوند . 13- درک نياز مخاطبان سايت از طريق هماهنگي بين نام سايت و کيفيت مطالب. 14- بررسي گستردگي جغرافيايي بازديد کنندگان سايت ، علل آن و گسترش آن. 15- نظر خواهي در مورد گرافيک و طراحي وب سايت و سرعت بارگزاری صفحات از کاربران. 16- ارائه گزارش ساليانه به بازديدکنندگان در باره عملکرد سايت در طول يک سال گذشته. 17- بررسي صفحاتي که مدت هاست به روز نشده اند و به روز کردن آن ها. 18- ارسال به موقع اطلاعات جديد سايت در ساعات خاصي در شبانه روز. 19- بررسي سايت هاي پر بيننده و مرتبط با سايت جهت در خواست لينک و يا تبليغات در آن سايت ها. 20- بررسي امکان دو يا چند زبانه کردن سايت (درک نياز مخاطبان). 21- بررسي و بهبود ناوبري سايت برای کاربران . و ...


وبمستر شخصی است که در یک سایت نقش اصلی داشته و می بایست به امور طراحی و برنامه نویسی آشنایی کامل داشته باشد و بتواند در غیاب دیگر اعضاء به صورت موقت وظیفه ی آنان را انجام دهد . وبمستر می تواند به عنوان رابط بین مدیر سایت و دیگر پرسنل نیز عمل کند. البته یک سایت به وبمستر متکی نمی باشد و وبمستر توسط مدیر کل سایت تایید شده و قابل تغییر است ؛ با این وجود ممکن است مدیر کل سایت ؛ خود ، وبمستر سایت باشد .


وبمستر سایت با دیگر اعضاء رابطه ی نزدیکی داشته و آنها را در انجام امور و حتی نوشتن کدهای برنامه نویس راهنمائی و یاری می کند .مدیران بخش های مختلف سایت مشکلات و مسائل مربوطه را به وبمستر گزارش کرده و وبمستر با تدبیر و تقسیم کار مسائل را حل و فصل می نماید .


امروزه با وجود تغییر رویه ی وبلاگ ها و تبدیل برخی از آنها ؛ از نظر صفحات و موضوعات متنوع به چیزی شبیه به وب سایت ، شاید بتوان گفت که مدیر یک وبلاگ نیز یک وبمستر است ! و شاید هم نه ؛ مدیر آن سرویس دهنده ی ویلاگ وبمستر مورد نظر باشد !

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 21:7 |
تنظيمات زير را براي بهينه سازي مودمتان در ويندوز 98 انجام دهيد:

  • روي آيكون Modems در Control Panel دابل كليك كنيد، روي باتون properties كليك كنيد روي جدول (تب) Connection كليك كنيد و سپس روي باتون Port Setting كليك كنيد. روي گزينه Use FIFO buffers  علامت تيك بگذاريد و باتون را به منتها اليه سمت راست بكشيد (High 14 ).
  • روي آيكون modems در كنترل پانل دابل كليك كنيد در باتون properties و ار منوي Maximum speed سرعت انتقال 115200 را انتخاب كنيد روي جدول Connection كليك كنيد و سپس گزينه هاي Use error control و required to connect را بدون علامت كنيد و بلاخره براي ذخيره تنظيمات روي ok كليك كنيد.
  • اگر مودم شما به يك لامپ فلورسنت نزديك است ممكن است سبب تداخل در ارسال يا دريافت اطلاعات در مودم شما شود بنابراين اگر يك لامپ فلورسنت روي ميز خود داريد بهتر است آن را از مودم دور نگه داريد.
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 16:0 |

زمانيكه ويندوز شما مشكل پيدا مي كند و ديگر قادر به بالا آوردن ويندوز نيستيد بهترين گزينه اي كه در برابر شماست استفاده از Safe Mode است.

ابتدا كامپيوتر را restart كنيد آغاز بالا آمدن كامپيوتر كليد Ctrl را فشرده و نگه داريد تا منوي  Start up ظاهر شود كه در آن چندين گزينه براي استارت ويندوز وجود دارد اگر دو ويندوز داشته باشيد از شما خواسته مي شود يكي را انتخاب كنيد. در بعضي از كامپيوتر ها  مي توانيد از كليد F8 براي اين منظور استفاده كنيد.

بعد از ظاهر شدن منوي Start up شماره اي را كه در مقابل Safe Mode  قرار دارد وارد كنيد و كليد اينتر را بزنيد. اكنون وارد Safe Mode شده ايد و مي توانيد مشكل ويندوز را حل كنيد شايد بخواهيد از system restore استفاده كنيد يا از يك نرم افزار استفاده كنيد يا بخواهيد علت مشكل را پيدا كنيد اكنون كامپيوتر در اختيار شماست.

در Safe Mode امكان ارتباط با شبكه را نداريد. شما مي توانيد در هنگام انتخاب، گزينه زير را انتخاب كنيد

Safe Mode with Networking

اين گزينه به شما امكان ارتباط با شبكه را مي دهد. يا مي توانيد گزينه

Safe Mode with Command Prompt

را انتخاب كنيد اين حالت مانند Safe Mode است با اين تفاوت كه فضاي گرافيكي كه در Safe Mode وجود داشت اكنون در اختيار نداريد.

گزينه ديگري كه مي توانيد انتخاب كنيد عبارت است از:

Last Known Good Configuration

با انتخاب اين گزينه به طور خودكار با استفاده از اطلاعات registry كه در آخرين shut down ذخيره شده است كامپيوتر را استارت مي كند. اين گزينه در بسياري از موارد راه گشا است.

مواردي وجود دارد كه Safe Mode نمي تواند به شما كمك كند مانند زمانيكه فايلهاي راه انداز ويندوز خراب شوند در اين حالت recovery console مي تواند به شما كمك كند.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 15:58 |
اگر ويندوز شما كند است احتمالاً يك يا چند تا از اين مشكل ها براي شما پيش آمده است:

برنامه هاي ناخواسته

مقدار نا كافي حافظه رم

رم معيوب يا نا سازگار

خطا هاي هارد ديسك

اطلاعات تكه تكه شده

گرم شدن زياد پرسسور

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 15:54 |

اگر شما هم از زمان زياد بالا آمدن ويندوز خسته شده ايد، به شما توصيه مي كنيم اين چند سطر

را بخوانيد. در اين مقاله راهي به شما معرفي مي شود كه بوسيله آن مي توانيد از شر اين

انتظار طولاني خلاص شويد به طوريكه تنها با فشردن كليد روشن بعد از چند ثانيه كامپيوترتان

از خواب زمستاني به زندگي باز مي گردد. براي اين منظور بايد كامپيوتر را در حالت hibernation

يا خواب زمستاني! قرار دهيد.

در اين وضعيت بعد از روشن شدن كامپيوتر  همه پنجره ها و برنامه هايي كه در حال اجرا  بودند

به وضعيت قبل باز مي گردند. البته سريعتر از آنچه كه فكر مي كنيد.

تنظيمات لازم براي بيدار كردن كامپيوتر از خواب زمستاني

ــ به control panel برويد و روي power option دابل كليك كنيد.

ــ بعد از اينكه پنجره power option properties باز شد وارد قسمت hibernation شويد و براي Enable

hibernation يك علامت تيك بگذاريد (اگر ندارد) سپس روي OK كليك كنيد.

ــ زمانيكه مي خواهيد كامپيوتر را ترك كنيد روي start كليك كنيد. سپس روي Turn off computer كليك

كنيد. در اين لحظه پنجره Turn off computer در برابر شما ظاهر مي شود.

ــ اكنون كليد shift را فشرده و نگه داريد. و يك گزينه جديد hibernation ظاهر مي شود روي گزینه ی

hibernation كليك كنيد.

ــ كامپيوتر شما وضعيت موجود را در حافظه ذخيره مي كند و خاموش مي شود.

زمانيكه كامپيوتر خود را روشن مي كنيد برنامه ها و فايلهايي كه باز كرده بوديد به همان صورت قبل

از خاموش كردن ظاهر مي شود.

براي روش بهتر از قرار دادن كامپيوتر روي حالت stand by است در بعضي از كامپيوتر ها و لپ تاپ ها

استفاده از stand by سبب هنگ كردن كامپيوتر مي شود به علاوه اينكه بايد صداي فن كامپيوتر را

هم تحمل كرد البته روشن بودن فن كامپيوتر براي مدت طولاني باعث كشيدن گرد غبار به داخل

كامپيوتر مي شود. اگر تا به حال از اين روش استفاده نمي كرده ايد حتما اين روش را امتحان كنيد

حتماً در مزاياي اين روش با ما موافق خواهيد بود.

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 15:48 |
توضيح اينكه اين ترفند چگونه كار مي كند بدون دانستن يكسري اطلاعات فني درباره مقادير دو دويي و

جفت بيت ها غير ممكن است، اما همين قدر بگويم كه اين ترفند سبب مي شود كه پرسسور بعضي از

محاسبات را تا سه برابر سريعتر انجام مي دهد. براي اجراي اين ترفند به روش زير عمل كنيد: از منوي

Start روي Run كليك كنيد و در داخل كادر تايپ كنيد: regedit پنجره Registry editor در مقابل شما

گشوده مي شود در اين پنجره مسير زير را بپيماييد.

HKEY_LOCAL_MACHINE\SYSTEM\CURRENT\CONTROLSET\CONTROL\PRIOYITY CONTROL

يك DWORD به نام Win32PrioritySeperation مقدار آن را به 26 براي هگزا دسيمال تغيير دهيد يا مي

توانيد بروي Decimal كليك كنيد و مقدار آن را به 38 تغيير دهيد. اين ترفند براي سيستمي كه به عنوان

SQL Server يا IIS استفاده مي شود توصيه نمي شود چون سرعت بانك اطلاعاتي را پايين مي آورد.

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 15:43 |

 

*پسر نوح با بدان بنشست حالا برو خونه زندگيشو ببين ماكسيما خريده!

 

*تركه ميفته جهنم دمپايي شو ميندازه بهشت ميگه: برم بيارمش خدا؟!!

 

*يكي ميره اردبيل از يه تركه ميپرسه  من اينجا غريبم ببخشيد تو اردبيل  كجا آمپول مي زنن؟ تركه  باسنشو نشون ميده ميگه اينجا !!

 

*تركه مياد بچشو نصيحت كنه . بهش ميگه: تو الان چند سالته ؟ بچش ميگه 17 . ميگه خاك بر سرت, هم سن و سالاي تو الان  30 سالشونه!!

 

*تركه واسه دوستاش اس ام اس ميفرسته:سلام دوستان .من دارم هفته ديگه ازدواج مي كنم,

 يه مهمونيه  كوچيك حتما بياين. لطفا هديه نيارين. فقط يه نفرو بيارين  كه من باهاش ازدواج كنم!!

 

*به لره ميگن تو لورا آدمه معروفم هست؟ ميگه پس چي. لره هاري ,  سوفيا لره , اليزابت تيلر, هيتلر

 تازه يه شيميدان لر چيزي كشف كرده  به اسمه كلر!!

 

*تركه نذر مي كنه اگه كارش درست بشه مادرشو پياده بفرسته كربلا.

 

-----------------------------------------------------------------------------------

بالاي 18  سال لطفا !

 

*اخطار پليس         به راننده مرد: بكش بغل بيا پايين. 

                            به راننده زن:  بيا بغل بكش پايين!

 

*زن: لباس خوابمو دريار!    شوهر:باشه!    زن:سوتينمم باز كن!    مرد:باشه!   

زن:حالا  شرتمو دربيار.بدو!           مرد:باشه!       زن:ديگه نبينم  لباساي منو بپوشي!!

 

 

 

عاشقانه

 

*پاي مورچه را تصور كن (الهي) حالا تصور كن جوراب داره (الهي) حالا تصور كن جورابش سوراخ داره ...

دلم برات اندازه سوراخ جوراب مورچه شده!

 

*توي اين دنيا  يك قلب هست كه فقط براي تو  ميزند عزيزم اونم قلبه خودته!!

 

*اگه مي تونستم مجازاتت كنم مجبورت ميكردم همون اندازه كه دوستت دارم دوسم داشته باشي.

 

 

 

نكته

 

*احساس خوبيه وقتي يه نفر دلتنگت باشه احساس بهتر اينه كه يه نفر عاشقت باشه

 اما بهترين احساس وقتيه  كه هيچوقت فراموشت نكنه.

 

*زندگي ماننده موج است خود را ماننده دريا بدست موج مسپار كه همانگونه كه خود بخواهد تو را پيش خواهد برد.

 

*با پول شما مي تونيد داشته باشيد:  منزل اما نه خونه ,   ساعت اما نه زمان ,  تختخواب اما نه خواب ,

  كتاب اما نه دانش , پزشك اما نه سلامتي , سكس اما نه عشق .

 

*هميشه واسه گلي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش كجاست.

 

*مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر.

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 12:18 |

و اندر حكايات سه قلو زايي .

 

بيچاره آقاي خونه !

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 12:12 |

 

رمزهاي موفقيت

فردریش  نیچه


* آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است .

*آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ،

 والایی در ایمان به هدف و آرمان است.

*آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت

 

حافظ

 

*حافظ هر آنكه عشق نورزيد و وصل خواست. احرام طواف كعبه دل بي وضو ببست.

*اگر چه مستي عشقم خراب كرد ولي. اساس هستي من زان خراب آبادست.

*نصيحتي كنمت ياد گير ودر عمل آر.كه اين حديث ز پير طريقتم يادست. مجو درستي عهد از جهان سست نهاد.

كه اين عجوز عروس هزار دامادست.

*نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل. بنال بلبل بيدل كه جاي فريادست.

*جريده رو كه گذرگاه عافيت تنگ است. پياله گير كه عمر عزيز بي بدل است.

 

امام علي(ع)

 *دنيا خانه راستي است براي كسي كه آن را راستگو انگاشت و خانه تندرستي است آن را كه شناختش و

باور داشت و خانه بي نيازي است براي كسي كه از آن توشه اندوخت.

*دنيا خانه اي است كه از آن بگذرند.نه جايي كه ................

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 12:10 |
نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد.بهش گفتم:کمک نمی خوای؟

گفت:نه.

گفتم:خسته می شی بزار خوب کمکت کنم دیگه.

گفت:نه خودم جمع می کنم.

گفتم:حالا تیکه ها چی هست؟بد جوری شکسته معلوم نیست چیه؟

نگاه معنی داری کرد و گفت:

قلبم.این تیکه های قلب منه که شکسته.خودم باید جمعش کنم.

بعدش گفت:می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن.وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شکوننش.می خوام تیکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دلداری خوب بلده می خوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته شده خوب شه.آخه می دونی اون خودش گفته که قلب های شکسته رو خیلی دوست داره.



تیکه های شکسته ی قلبش را جمع کرد و یواش یواش ازم دور شد.و من توی این فکر که چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم.دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر کسی؟انگاری فهمید تو دلم چی گفتم.برگشت و گفت:

دلم رو به دست هر کسی نسپردم

اون برای من هر کسی نبود.گفت و این بار رفت سمت دریا...



سهمش از تنهایی اش دریایی بود که رازدارش بود...
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 20:26 |
نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد.بهش گفتم:کمک نمی خوای؟

گفت:نه.

گفتم:خسته می شی بزار خوب کمکت کنم دیگه.

گفت:نه خودم جمع می کنم.

گفتم:حالا تیکه ها چی هست؟بد جوری شکسته معلوم نیست چیه؟

نگاه معنی داری کرد و گفت:

قلبم.این تیکه های قلب منه که شکسته.خودم باید جمعش کنم.

بعدش گفت:می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن.

وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش

زمین و می شکوننش.می خوام تیکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دلداری خوب بلده

می خوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته شده خوب شه.

آخه می دونی اون خودش گفته که قلب های شکسته رو خیلی دوست داره.

تیکه های شکسته ی قلبش را جمع کرد و یواش یواش ازم دور شد.

و من توی این فکر که چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم.

دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر کسی؟

انگاری فهمید تو دلم چی گفتم.برگشت و گفت:

دلم رو به دست هر کسی نسپردم

اون برای من هر کسی نبود.گفت و این بار رفت سمت دریا...

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 11:34 |
نشنو از ني‌، ني نواي بي نواست              بشنو از دل ،‌دل حريم كبرياست

ني چو سوزد  تل  و خاكستر  شود             دل  چو  سوزد محفل  دلبر شود
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 10:37 |

روز قيامت بود. همه فرشتگان در بارگاه خداي بزرگ حاضر شده بودند.روزي پرابهت. صفوف فرشتگان، دفتر اعمال و درجه بزرگان! هر کس به پيش مي‌آيد و در حضور عدل الهي، ارزش و قدر خود را مي‌نماياند... و به فراخور شان و ارزش خود در جايي نزديک يا دور مستقرمي‌شد... همه اشيا، نباتات، حيوانات، انسان‌ها و عقول مجرده به پيش مي‌آمدند و ارزش خويش را عرضه مي‌کردند     

برداشته شده از : http://www.atashe-arvah.blogfa.com

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 17:12 |
بهرام که گور می گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 20:7 |

کلاس پنجم که بودم پسر درشت  هیکلی در ته کلاس ما  می نشست 

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛

اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم اینکه در آن سن 

زن داشت. !

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم که

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ، سیگار

 می کشیدم و کچل شده بودم .

استاد : علی شریعتی

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 13:34 |