راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.
بشری بر ما آشکار می گردد.
تنها چیزی که در دنیا به توافق نیازی ندارد ، دوست داشتن است.
من شما را دوست دارم ولی شاید شما این را نخواهید.
برگرفته از کتاب: بیا دریا شویم
|
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.
بشری بر ما آشکار می گردد.
تنها چیزی که در دنیا به توافق نیازی ندارد ، دوست داشتن است.
من شما را دوست دارم ولی شاید شما این را نخواهید.
برگرفته از کتاب: بیا دریا شویم + نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
23:17 |
بعضي ها را خيلي دوست داريم وبه ديدنشان عادت كرده ايم و
زمانيكه از پيش ما مي روند در دل مي گوئيم خدايا چقدر دلمان تنگ شده است . اما خود كلمه دلمان تنگ شده است ، يعني چه؟ يعني قلبمان كوچك مي شود يا دل مخصوص دلتنگي چيزي است كه نه ديدني است نه لمس كردني يا شايد همان حس غريبي است كه باعث مي شود طپش قلب زياد شود ونفسها همچون سوزني به سينه فرو رود . همان حسي را مي گويم كه از انگشت پا شروع مي شود ومثل موج به سمت بالا مي رود .گريه مان مي گيرد وبي قراري مردمك چشمشانمان را گشاد مي كند. من مي گويم دل تنگ شدن يعني پروانه شدن نمي دانم چرا به ياد پروانه افتادم شايد چون ظريف است ورنگارنگي بالهايش مرا به ياد احساسهاي لطيف و قشنگ مي اندازد پروانه عاشق تست و دلتنگ و از بس كه دلش
تنگ مي شود يكدفعه تمام تنش قلب مي شود و چون روح براي ماندن در جسم خود
جا كم مي آورد او مي مي ميرد. پروانه با تمام وجود دلتنگ مي شود . دلم مي خواست من هم پروانه بودم . اما نه فكرش را كه مي كنم مي خواهم قلبي به وسعت يك پروانه داشته باشم . + نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
23:14 |
درونم هنگامه ای برپاست
هر لحظه هر دم صدائی مرا ميخواند
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
23:6 |
صحن دكان غرق در خون بود و دكاندار، پي در پي
فريدون مشيري
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
23:4 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
22:44 |
دردفترمن به روي اوراق زياد سطري ست نوشته باخطي نوع دگر
آن سطربه بر نه حرف داردنه فقط ازبهراداي معني خود نه صور
دارددربرهرآنچه داردبه درون
دارد به درون هر آنچه دارد دربر اي بس كه برآن مي نگرم من حيران
بين من واوست پرده اي پيش بصر مي بينم و هيچ دم نمي آرم زد
مي خوانم ونشناخته كس ازچه گذر
داريم بهم هزارهارازونياز
بامن داردهزارهانفع وضرر
اين سطرعجب به دفترمن باشد
يك خاطره مبهم امادلبر
با تشکر از : سارا
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
22:17 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت
21:43 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت
11:26 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت
21:12 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت
14:36 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت
14:23 |
برنده هیچگاه تسلیم نمی شود و تسلیم شونده هیچگاه برنده نمی شود ۹۹۹ من بار
شکست نخورده ام بلکه من ۹۹۹ روش یادگرفته ام که چگونه لامپ ساخته نمی شود با تشکر از : سارا happygirl_sa64@yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت
17:18 |
|
|