
|
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
14:35 |
زمان حاصل جمع گذشته و آينده است . بار زندگي را با رشته عمرم به گوش مي كشم هر زشتي به اندازه كافي زيباست. دلم ، از ميان رديفهاي موسيقي ، فقط شور ميزند . اوضاعم از خودم بي ريخت تر است . رودخانه بر اثر فشار آب است كه دل به دريا مي زندآدم خوش بين با چشم مصنوعي هم روزنه اميدش مي بيند دختران قالي باف فرارسيدن بهار را به گلهاي قالي تبريك مي گویندتصوير متلاشي شده ام درآينه شكسته اشك مي ريزد يك ليوان اشك به چشمي كه تشنه گريستن است هديه كردم آدم برفي وقتي به خورشيد نگاه مي كند اشك در چشمش حلقه مي زند غنچه ، با ديدن نخستين اشعه آفتاب ، گل از گلش شكفت حماقت نمي تواند عذر موجهي باشد ، نگذاريد ” گل ” كند امروزه روز گل را هم بزك مي كنند زندگي مثل گل است . هر روزش رنگ و بوي دارد+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
14:23 |
بعد از باز کردن برنامه در بالای برنامه گزینه ای با نام CONVERSION است روی آن کلیک کنید در jetAudio جدید میتوان هم AUDIO&VIDEO را فشرده کرد که ما اینجا گزینه audioرا کلیک می کنیم بعد از باز شدن پنجره فایل صوتی مورد نظر را از قسمت Add Files انتخاب می کنیم بعد از انتخاب در پایین پنجره سمت چپ در قسمت File Naming اسم فایل را انتخاب می کنید (به صورت پیش فرض اسم خود فایل نوشته میشود) در زیر File Naming دو گزینه است که اولی در جایی که فایل است فایل را زخیره می کند و دومی وقتی انتخاب می شود کادری در زیر آن فعال میشود که میتوان فایل را در جای انتخابی ذخیره کرد در کنار کادر فعال شده یک فلش نیم گرد است که کار undo را انجام می دهد و یک مربع است که با انتخاب آن کار Browse انجام میدهد در پایین این فایلها قسمت Output Fromat است با کلیک بر روی مستطیل سفید رنگ فرمت های مختلف پدیدار می شود که بر حسب احتیاج به فرمت میتوان انتخاب کرد که برای فشرده کردن اینجا سومین گزینه (MP3-MPEGLayer-3 ) انتخاب می کنیم . در کنار مستطیل سفید گزینه ای با نام Config که با انتخاب هر یک از فرمتها را انتخاب کنیم محتوای آن تغییر می کنید . ما برای فشرده سازی فرمت بالا را انتخاب میکنیم و گزینه Config را انتخاب میکنیم که پنجره سه قسمتی باز می شود. قسمت اول Channel که به صورت پیش فرض نوع صدای خروجی مانند صدای فایل است که با کلیک بر فلش کنار کادر میتوان نوع صدا را به منو یا استریو تغییر داد قسمت دوم Bitrate که دو کادر دارد که یکیش خاموش یکیش فعال در اینجا ما از قسمت Constant Bitrate که به صورت پیش فرض فعال است اگر بر روی فلش کنار کادر سفید کلیک کنید اعدادی می بینید که معرف مقدار حجم (فشردگی) فایل است که برای فشردگی بیشتر عدد کمتر انتخاب می کنیم . قسمت سوم Quality که مقدار سرعت برای تبدیل فایل است که به صورت پیش فرض بر روی High Speed است بعد از تغیرات بر روی ok کلیک میکنیم و در اخر بر روی Start کلیک میکنیم بعد از پایان کادری باز میشود و میگوید که ایا میخواهید فایل را به صورت البوم بگذارید یا نه اگر خواستید بر روی Yes کلیک کنید و اگر نخواستید بر روی No کلیک کنید + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
13:54 |
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي تو چو روي باز كردي در ماجرا ببستي
نظري به دوستان كن كه هزاران بار از آن به
كه تحيتي نويسي و هديتي فرستي كه چو قبله ايت باشد به از آن كه خود پرستي
با تشکر از: نسترن nastaran136034 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
13:44 |
پادشاهی عالمی ربانی را گفت مرا پندی ده وموعظتی کن
که به آن رضای خلق وخالق هردوحاصل آید.
درشب دادگدایی بده تا خدا از تو راضی باشد. لطایف الطوایف + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
13:27 |
درويشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود جهنميان را راهنمایی می كند . خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند. + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت
13:25 |
دست هایم را می گشایم اینگونه سرنوشتم را با تو قسمت می کنم دو برگ کف نوشت که می گوید: خواهم رفت خواهم مرد عاشق؛ همیشه عاشق خواهم ماند دستهایم را بگیر.... با تشکر از : آرمان aron_om @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت
10:57 |
تو را روي گلبرگ ها مي نويسم در آغاز، در انتها مي نويسم در آغاز دفترچه ي مشق هايم تو را گرچه من بود؛ ما؛ مي نويسم
تو را از بين صد ها گل جدا کردم
تو سينه جشن عشقت رو به پا کردم
براي نقطه پايان تنهايم
تو تنها اسمي بودي که صدا کردم + نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت
10:50 |
وقتی پرنده ای را
با تشکر از : نسترن + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:40 |
تومثل یك معجزه ي حقيقي با تشکر از : علی y_vafadar@yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:34 |
اتاق سرشار از تهی است
با تشکر از : علی y_vafadar @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:32 |
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي با تشکر از : علی y_vafadar@yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:30 |
من آهنگ غریب روزگارم با تشکر از : اکرم ss_hasty_aa1234 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:27 |
من هر چه می کشم همه از یک نگاه توست
با تشکر از : اکرم ss_hasty_aa1234 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت
22:23 |
این وبلاگ رو برای همه بفرستید تا مشکل رووم ها حل بشه! ليست رووم ها
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت
10:30 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت
17:41 |
آهاي تو كه اين همه دوري از من
با تشکر از : نسترن + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت
14:15 |
وقتي كه ديگر نبود
من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من دوستش داشتم وقتي كه او تمام كرد من آغاز شدم وچه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي كردن است مثل تنها مردن با تشکر از : علی y_vafadar @ yahoo .com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت
0:28 |
در پیش چشمان مستت بس که ساده ام
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت
0:21 |
شاید آن روز خدا گل می ساخت گِل ما را جدا از هم ساخت او مرا در یک چهار گوش و تو را در چهار گوشی دگر ساخت بعد از آنکه بدمید روح خدا بر من و تو صبر ۹ ماه بداد تا که تقدير نوشت ، سرنوشته من وتو حالا بعد از گذر اين همه سال دوریت را بگذشتم به نیکویی فال با خود اما هزار بار در روز با ندامت و ملامت بگویم این را !! نکند قسمت ما چیزی به جز این باشد یار امروز من دل داده همدم خاطره’ تلخ تو شبهام باشد + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:44 |
در این خزان بی کسی تو بیا و باورم کن
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:42 |
کسی هرگز نپرسید نگاه تو چه خسته است
با تشکر از : آزیتا ssvav_sharareh1234 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:39 |
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:33 |
ای که بوی باران شکفته در هوایت یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت شد خزان به پایت بهار باور من سایه بان مهرت نمانده بر سر من جز غمت ندارم به حال دل گواهی ای که نور چشمم در این شب سیاهی چشم من به راحت همیشه تا بیایی باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
سر بزانوی غم نهادم به گوشه ایی نشسته ام آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا مانده با نگاهی براهی که میرود به نا کجا ای گل آشنا بیقرارم بیا وای از این غم جدایی وای از این غم جدایی
با تشکر از : بوی باران + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:31 |
به دیدن ملا نصر الدین رفت .ملا پرسید : کارو بار چطور است؟
چون هیچ کس نمی تواند خط مرا بخواند آن نامه را دوباره می آورند و خودم می خوانم و صد دینار دیگر می گیرم .
نصر الدین گفت :
آن صد دینار آخری نصیب من نمی شود چون خط مرا حتی خودم هم نمی توانم بخوانم !
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:24 |
من از جنس غروبم سکوتم مثل پاییز
با تشکر از : آزیتا ssvav_sharareh1234 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:17 |
هر كجا هستم ، باشم ،
با تشکر از : سارا
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:9 |
بيا در يك شب آرام و مهتابي كمي هم صحبت يك ياس باشيم
بيا به احترام قصه عشق به قدر شبنمي مجنون بمانيم بيا
با تشکر از : علی y_vafadar @ yahoo.com
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:7 |
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است
با تشکر از: نسترن + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:5 |
کودک نجوا کرد خدایا بامن حر ف بزن. مرغ دریایی آواز خواند ولی کودک نشنید.
رعد در آسمان پیچیدولی کودک گوش نداد.
ستاره ای درخشید ولی کودک توجهی نکرد.
زندگی متولد شد اما کودک نفهمید.
با تشکر از : علی y_vafadar @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
23:3 |
بزرگي بود
به سمت ما كوچاند
به شكل خلوت خود بود
با تشکر از : سارا + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
22:51 |
»زندگی خیلی زیباست وقتی همه جا عشق است
عشق عشق می آفریند
با تشکر از : اکرم ss_hasty_aa1234 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت
22:39 |
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
با تشکر از :سینا sina_metals @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت
22:56 |
شمع گرپروانه راسوخت ازخودش خيري نديد
خيلي سخته چيزي روكه تاديشب بوديادگاري
با تشکر از : سارا + نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت
22:51 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت
14:51 |
خاک در اندیشه ی باران نبود
هیچ نشانی ز بهاران نبود
بال و پر چلچله ها خسته بود
پنجره ی باغ خدا بسته بود
شب چه شبی بود! شکوه آفرین
چشم به راه تو زمان و زمین
شهر اگر تیره و تاریک بود
لحظه ی لبخند تو نزدیک بود
تا تو فرود امدی از اوج نور
روح زمین تازه شد از موج نور
از نفس گرم تو گل جان گرفت
باغ طراوت سرو سامان گرفت
سبز شد از لطف تو صحرا و دشت
قافله ی چلچه ها باز گشت
آمدی و زمزمه آغاز شد
روزنه ای روبه خدا باز شد
امدی و نوبت فردا رسید
فصل شکوفایی کلها رسید
امدی و باغ پر از خنده شد
بوی گل سرخ پراکنده شد + نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت
22:59 |
وقتشه صدات نلرزه پاک کنی چشاتُ از اشک
تو که تو دفتر قلبت واسه ی زنده و مرده
تا اگه یه روزی پژمرد
سر به صحراها نذاری ...
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت
22:47 |
برای تو و خویش
چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را
در ظلمت مان ببیند
گوش
که صداها وشناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش ، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون کشد
و بگذارد
از آن چیز که در بندمان کشیده است
سخن بگویم .
احمد شاملو + نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
19:22 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:40 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:33 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:27 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:23 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:17 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:15 |
هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه
با تشکر از : علی y_vafadar @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
18:8 |
من در طرح نگاهت امید مبهمی دارم
نگاهت رو مگیر از من که با آن عالمی دارم
با تشکر از : ایمان vampire9727 @yahoo .com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
17:54 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
17:27 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت
17:25 |
بدسکتور نام آشنا و نه چندان خوشایندیست که بسیاری از دارندگان هارد دیسک های ارزشمند
را تهدید می کند و بدین ترتیب افراد همیشه از ترس گرفتار شدن به آسیب های هارد و
بدسکتور ناچارا مدام از اطلاعات خود نسخه ی پشتیبان و بک آپ تهیه می کنند .
هیچ کس مایل به از دست دادن اطلاعات هارد خود و یا فرمت اجباری هارد و یا حتی
از دست دادن هارد دیسک خود نیست ! بنابراین باید چاره ای هنگام مبتلا شدن به این مشکل
وجود داشته باشد،
بهتر است بگوییم همیشه دچار شدن هارد به بدسکتور پایان عمر آن نیست!
آسیب دیده ی هارد و ترمیم آنها به صورت نرم افزاری می پردازد .
بلی آنهایی که با این نرم افزارکارکرده اند می دانند که این نرم افزار قدرتمند مانند بسیاری
از نرم افزارهای دیگر به مخفی کردن بدسکتور ها نمی پردازد بلکه کاملا برای احیا مجدد
آنها قدم بر می دارد !
برخی ویژگی های کلیدی نرم افزار HDD Regenerator :
قابلیت شناسایی بدسکتور های فیزیکی بر روی سطح هارددیسک .
قابلیت تعمییر بدسکتورهای فیزیکی بر روی سطح هارددیسک .
قابلیت سازگاری بر سیستم فایلهای هارددیسک اعم از FAT , NTFS و .... و سازگار با
هاردهای فرمت نشده و یا پارتیشن بندی نشده .
قابلیت تولید دیسک بوت برای بالا آوردن سیستم درمحیط داس وتعمیرکامل هارد درآن محیط.
قابلیت تولید سی دی بوت برای بالاآوردن سیستم درمحیط داس وتعمیرکامل هارد درآن محیط.
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت
21:31 |
یه روزی با خانواده به آستارا سفر کردیم
داشتیم شام می خوردیم ساعت تقریبا 9 شب بود که صدای تیر شنیدیم
ما دویدیم و رفتیم سمت شکارچی دیدیم شکارچی داره گریه می کنه .
در حالی که یک قو سفید بزرگ هم شکار کرده بود .
قو شکارشده مرده بود و کنار شکارچی یک قوی سفید زنده هم نشسته بود .
شکارچی گفت :
اون قوی مرده ماده بوده و این قوی زنده نر هست .
نر دور قوی ماده مرده دور میزد و گریه می کرد .
باورتون نمیشه مثل انسان گریه می کرد ؟ باورتون نمیشه همه اونجا گریه کردیم وای چه لحظه تلخی بود .
رفتی سفر که من فراموشت کنم از یادم بری ترک آغوشت کنم
از اولش دیوانه ترو بد تر شدم
با تشکر از : ایمان vampire9727 @ yahoo.com + نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت
13:47 |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||