+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت
16:16 |
دلم عاشق ِ،گُل ِ من میدونی بگو تا اَبَد با من میمونی
تو رو دوست دارم با دل وجونم تا دنیا دنیاست با تو میمونم. نازنینم با تو بودن واسۀ من خواب و رویاست بیا کنارم تو نباشی این دل من خیلی تنهاست. آرزوم ِ با تو باشم بیتو تنهام تو رومیخوام یک روزِ بیتو یک سال میشه خیلی خیلی خیلی دوسِت دارم...۳
با تشکر از :sara_rad130 @ yahoo.com
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت
13:1 |
درگلستاني به هنگام خزان رهگذر بود يكي تازه جوان
گفت : اي گل اي مونس جان يارقشنگ گل گفت : آنچه خواهي سخت گران خواهدبود
پاره هاي جگر بلبل بود دلش افسرده از آن بيم واميد رفت تا برسر در دلدار رسيد
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت
17:36 |
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
با تشکر از : نقطه
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت
13:47 |
بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت
13:35 |
آدم پول را پيدا مي كنه، نه پول آدم را . آدم ناشي ، سرنا را از سر گشادش مي زنه!
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت
13:9 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
13:47 |
زاهد آنکه خراباتی و مستم به تو چه ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه احدی گفت تو به محراب نشستی چرا من اگر گوشه میخانه نشستم به تو چه روز قیامت که آتش دوزخ روی کند بر من وتو تو تو که خشکی به من چه، من اگر خیسم به تو چه + نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
13:9 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
13:6 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
13:2 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
13:2 |
اگر همه قصه اند من یه حماسه هستم یه قله زیر پامه یه دریا توی دستم
با تشکر از : آبشار + نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت
21:52 |
هر زنی که تو را پس از من ببوسد ، بر لبانت آیات عشق الهی را خواهد یافت که تنها من بروی آنها خوانده ام.
دیگر روی لبانش کاشته.
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت
21:44 |
|
|