تبليغاتX
.
 

عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيستم رياضى قرآن است .

 

1. اولين آيه قرآن که "بسم الله الرحمن الرحیم" می باشد شامل 19 حرف است .

 

2. قرآن داراى 114 سوره است که ميشود 19* 6 .

 

3. مجموع آيات در قرآن 6346 است که ميشود 19* 334 . توجه کنید که 6+4+3+6 = 19 ! ( با احتساب "بسم

 

الله الرحمن الرحیم" های تمام سوره ها )

 

4. "بسم الله الرحمن الرحیم" 114 مرتبه تکرار شده است ، با وجود غيبت مرموز آن در سوره توبه (9) ، درسوره

 

نمل (27) دو بار تکرار شده است که ميشود 19* 6 .

 

5. از غیبت بسم الله در سوره توبه تا بسم الله اضافى در سوره نمل ، 19 سوره فاصله وجود دارد .

 

6. مجموع شماره سوره ها از 9 تا 27 ( 9+10+11+12+....+24+25+26+27 ) = 342 يا همان 19*18 .

 

7. اين مجموع (342) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره نمل . 19*18 .

 

8. اولين آيات معروفى که اول وحى شد ( آیات 1 تا 5 سوره علق ) شامل 19 کلمه است .

 

9. اين اولين وحى 19 کلمه اى ، داراى 76 حرف است . 19* 4 .

 

10. سوره علق که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است ، داراى 19 آيه است .

 

11. سوره علق از آخر قرآن 19 هُمين است .

 

12. سوره علق شامل 304 حرف عربى است . 19* 16 .

 

13. آخرين سوره فرستاده شده ( سوره نصر ) شامل 19 کلمه است .

 

15. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده ( سوره نصر ) شامل 19 حرف است .

 

16. 14 حرف مختلف عربى ، 14 "پاراف قرآنى" مختلف ( مانند ا.ل.م ) را تشکيل ميدهند که در ابتداى 29 سوره

 

قرار دارند . مجموع اين اعداد ميشود 14+14+29=57 که همان 19* 3 میباشد .

 

17. مجموع 29 سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود :

 

822+14 مجموعه پارافها ميشود 836 ، که همان 19* 44 میشود .

 

18. بين اولين سوره پاراف دار (سوره بقره 2 ) و آخرين سوره پاراف دار ( سوره قلم 68 ) ، 38 سوره بدون پاراف

 

وجود دارد 19* 2 .

 

19. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار 19 مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد .

 

20. کلمه "الله" در قرآن 2698 بار تکرار شده است . 19 * 142 .

 

21. مجموع شماره آیاتی که دارای کلمه "الله" می باشند 118123 که میشود : 19 * 6217 .

 

22. 30 عدد مختلف در قرآن تکرار شده است که مجموع آن بر 19 بخش پذیر است :

 

1+2+3+4+5+6+7+8+9+10+11+12+19+20+30+40+50+60+70+80+99+100+200+300+1000+2000

 

+3000+5000+50000+100000=162146=19*8534

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 18:2 |

معجزه جاوید مسلمانان«قرآن‌كریم» باعث گرویدن یك طفل یهودی به اسلام شد.

به نقل از «مفكرة‌الاسلام» جورجیا، دختر یهودی ساكن لندن وقتی كه در شش سالگی با جعبه لغات خود بازی مي‌كرد، زبان عربی توجه او را جلب كرده و از مادر درباره این زبان مي‌پرسد؛ مادر در پاسخ به اومي‌گویداین زبان،زبان گروه تروریست و شورشی مسلمانان است و كودك را به دوری جستن از این زبان هشدار مي‌دهد.
جورجیای شش ساله به پاسخ مادر بسنده نكرده و بعد از این‌كه سواد خواندن و نوشتن را آموخت وبا مسلمانان بیشتری آشنا شد به مناسبت روز تولد ازمادرش در خواست نسخه‌ای ازقرآن‌كریم رامي‌كند.
زندگی جورجیا بااین هدیه تغییر مي‌كند،اوقرآن مي‌خواند وبه آن ایمان مي‌آورد.اما معجزه‌ای كه باعث مي‌ِ‌شودتادیگراعضای خانواده نیزبه اعجازقرآن پی ببرند،آتش‌سوزی در منزل این خانواده یهودی بود زیرا تنها چیزی كه درآتش نسوخت كتاب قرآن بود،پس ازآن مادرجورجیا نیز به دین شریف اسلام گروید ومسلمان شد.
گفتنی است جورجیا و مادرش پس از تشرف به اسلام نام خود را به جمیله و سمیره تغییر دادند.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 17:41 |
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 15:5 |

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است.

 

اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.

 

اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مي نويسد.

 

بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نمي تواند تند تند بخواند،‌

 

آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم.

 

پدرت توي صفحه حوادث خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما

 

 اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم.

 

اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد.

 

آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست.

 

پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل

 

 اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

 

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست.

 

همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،

 

‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

 

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم

 

جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين مي کرد.

 

ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم

 

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش

 

هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي

 

اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه ببخشيد معطل شدي.

 

جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

 

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن.

 

 اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است.

 

 بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه

 

رو نپوشي اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد.

 

 هنوز نمي دونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني

 

 بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

 

راستي حسن آقا هم مُرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن.

 

حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زيردريا براي مرحوم پدرش قبرمي کند نفس کم آورد و

 

مرد!‌شرمنده

 

همين ديگه .. خبر جديدي نيست


قربانت .. مادرت

 

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که

 

 ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 14:58 |

خانم "شکیلا"در 13اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد.

وی کوچکترین فرزند خانواده بود.از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود .

آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود.در نه سالگی قطعه ای برای تلوزیون اجرا کردو

آنچنان مورد توجه قـرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعـوتش کردند اما از

آنجایی که کم سن وسال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند قبول نکرد و به موسیقی

در حـد شرکت در برنامه هـای مدرسـه ومسابقات استعدادهـای درخشـان وگـاهی نیز

هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد.

او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت. شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری

موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سالها

(1356و1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بودکه سبب

شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در

 راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به

آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند.

شکیلا در سال 1368 اولین آلبوم خود را با همکـاری بابک افشـار به بازار روانه کرد و

باعرضه این آلبوم به طـورحرفـه ای وارد دنیای موسیقی به خصـوص خـوانندگی شد.

غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوندبا ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر

پدیدمی آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و درآثارش نمایان می گردد.

 بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والایی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.

علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار

حضرت مولانا بر وی باز کـرد که به آثارش در این زمـینه، احساسی ملکـوتی عطا می کند.

شـکیلا تا امـروز بیـش از یازده مجـموعه موسیـقی  به هنـر دوستان ایـرانی تقدیم کــرده و

دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند. تجلّی صدای شکیلا در مقام

آوای بـرگـزیدگـان شـرق درمـجموعـه " اپراتیکا- شاین" افتـخاری بزرگ بـرای او و هـم

میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.

دای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان

است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به

آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.

شکیلا رسـالتش را در گرمـای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با

آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند و در شوق

آن روزگار می گذراند.یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی

در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است.

علاوه بر زندگی هنری افتخار امیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است دربین

همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در

زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان

این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز

مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم

نبـوده است او تـوانسته است با حفـظ اصـالت و نجـابت ایرانی سالها هنرمندی کند و به طـور

 همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد . در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از

محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد . وب سایت رسمی شکیلا او

را " vioce of an angel"نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است!

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 14:31 |

معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای
کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران
نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا
میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی
و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های
بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.
۲. زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با
اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی
ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا
۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا
میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز
آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب
فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست
میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا
برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک
دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا
میباشد.در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر
صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن
پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی
استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا
میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.
رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در
کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ
کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها
اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که
معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله
داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند
شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع
درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است
زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای
خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه
هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر
وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی
بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست
که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار
کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 14:5 |

اين جهان مي ماند و ما نيستيم                    خوش به حال ما، که با دل زيستيم


زندگي تکرار تفکر در حلقه حيات است


زندگي معماي وجود در تفکر بشر است


زندگي آزمايشگاه صبر براي موجود کم طاقت است


و اما ؟؟؟


زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است

 


هر رفتاري از ديگران كه موجب آزار ما مي شود موجب شناخت بيشتر خودمان خواهد شد



دوستي که شما را درک کند شما را مي سازد و ما کسي را دوست داريم که مثل ما باشد ،

 

 مثل ما  فکر کند  مثل ما احساس کند و مثل ما بنشيند  و  راه  برود و نگاه کند و نفس

 

بکشد

 

 حتي مثل ما حرف بزند ، آنچه را ما دوست داريم دوست داشه باشد ، و از آنچه نفرت داريم

 

 نفرت داشته باشد....



 

اگر باور داري که احساس بد يا  نگراني زياد، در آنچه در گذشته اتفاق افتاده  يا در آينده

 

 رخ مي دهدتغييري ايجاد مي کند،بدان که انگار روي اين کره زندگي نمي کني و از

 

واقعيت هاي   آن سر در نمي آوري.




چيزي را که دوست داري به  دست بياور وگرنه مجبوري چيزي را که به دست مي آوري را

 

 دوست داشته باشي

 



پيش از سحر هميشه تاريك است.اما تاكنون نشده كه خورشيد طلوع نكند.به سحر اعتماد

 

كن فهميدن عشق را چه مشكل كردند ما را ز درون خويش غافل كردند انگار كسي به

 

 فكر ماهي ها  نيست سهراب بيا كه آب را گل كردند

 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 10:56 |
















 

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 10:20 |
 
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 12:23 |