تبليغاتX
.

با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد

تو دلم حرم نفسات فصل سرما رو فنا کرد

تویی اون که تو وجودت نیمی از خودمو رو دیدم

با حضور عاشقانه ات به خود خودم رسیدم

با تو شادم با تو مستم دستتو بزار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت با تو عشقو می پرستم

گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم

تو شدی ماه وستاره تو شب سرد وسیاهم

با حضورت میشه حس کرد یه نفس بوی بهار

میشه از لبای تو چید عطر باغ گل یاسو

 

 

                                          با تشکر از : Badboy_mtr @ yahoo . com

+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 14:13 |