کاش وقتی زندگی فرصت دهد،گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان ِ خویش را،وقف قسمت کردن ِ شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست،از زلال چشمهایش تَر شویم
وقت پاییزازهجوم دست ِباد،کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش وقتی چشمهایی ابریند،به خود آییم و سپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدان هایمان،کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگِ شقایق ها شویم ،به نگاه سرخشان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها میشویم،با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با 2 جرعه نور ماه،چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق،رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر، مهربانتر آسمانی تر کنیم
کاش وقتی آرزویی می کنیم از دل ِ شفافمان هم رد شود.
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد.حرف های قلب مان را بشنود.
با تشکر از : الناز
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت
21:2 |

