کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛
اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم اینکه در آن سن
زن داشت. !
چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم که
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ، سیگار
می کشیدم و کچل شده بودم .
استاد : علی شریعتی
+ نوشته شده توسط مهندس جعفری در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت
13:34 |

